صادرات صنایع دستی ایران؛ بررسی فرصتها + چالشها
صنایع دستی ایران، با ریشهای هزاران ساله در هویت فرهنگی و تمدن این سرزمین، گزینهای ایدهآل برای صادرات به شمار میرود. این گنجینهها نه تنها ارزشهای هنری و فرهنگی را به بازارهای جهانی میبرند، بلکه ارزآوری و ارزش افزوده بالایی هم به همراه دارند. هرچند مزیتهایی چون نیروی انسانی ارزان و مواد اولیه بومی داریم، اما سهم صادرات صنایع دستی ایران در سال ۱۴۰۰ تنها ۰.۰۴ درصد از کل صادرات غیرنفتی بوده – عددی ناچیز در برابر این ظرفیتها. این شکاف عمیق میان پتانسیل و واقعیت، ما را به آسیبشناسی موانع، بهرهبرداری از فرصتها و اصلاحات در بخشهای متولی، بازرگانی و هنری وامیدارد.
- چرا صادرات صنایع دستی ایران فرصتی طلایی برای رشد اقتصاد کشور است؟
- تنوع صنایع دستی ایران؛ نقطه قوت در رقابت جهانی
- نقش صادرات صنایع دستی در ارزآوری و توسعه پایدار ایران
- چالشهای اصلی صادرات صنایع دستی؛ از تحریمهای داخلی تا ضعف مدیریتی
- چگونه قوانین داخلی مانند پیمان ارزی، سد راه صادرات صنایع دستی میشوند؟
- کمبود مواد اولیه؛ چالشی بزرگ در مسیر تولید صنایع دستی
- لزوم ایجاد نهادی قدرتمند برای حمایت از هنرمندان صنایع دستی
- چالشهای جهانی صادرات صنایع دستی ایران در بازارهای بینالمللی
- تأثیر تحریمها بر روند صادرات صنایع دستی ایران
- چرا صنایع دستی ایران سهم کمی از بازارهای مجازی جهانی دارد؟
- رابطه گردشگری و صادرات صنایع دستی؛ بازاری طبیعی برای هنر ایرانی
- نقش بازرگانی و تجارت در تقویت صادرات صنایع دستی ایران
- برندسازی و بستهبندی حرفهای؛ کلید موفقیت صادرات صنایع دستی
- شناخت بازار هدف جهانی؛ رمز موفقیت در صادرات صنایع دستی
- تلفیق سنت و مدرنیته؛ راه بقای هنر ایرانی در بازار جهانی
- چطور نوسازی طرحها میتواند نسل جدید مشتریان را جذب کند؟
- تغییر نگرش هنرمندان برای حضور قدرتمند در بازار جهانی
- راهکارهای اجرایی برای رشد صادرات صنایع دستی
- حمایت دولتی و اصلاح قوانین برای رشد صادرات صنایع دستی
- بازاریابی مدرن و حملونقل بینالمللی در صادرات صنایع دستی
- درنهایت آیا آینده صادرات صنایع دستی ایران امیدوارکننده است؟
چرا صادرات صنایع دستی ایران فرصتی طلایی برای رشد اقتصاد کشور است؟
صنایع دستی ایرانی نهتنها سفیران هنر، فرهنگ و هویت ملی ما در سطح جهان محسوب میشوند، بلکه حامل فرصتهای طلایی برای رشد اقتصادی غیرنفتی هستند. این محصولات به دلیل ماهیت دستساز بودن، اصالت طراحی و استفاده از مواد اولیه بومی، جایگاه ویژهای در بازارهای هنری و دکوراتیو جهانی دارند. در حقیقت، هر تن کالای صنایع دستی در سال ۱۴۰۰ بهطور متوسط ۱۰,۴۷۰ دلار ارزش داشته که این رقم حدود ۲۷ برابر متوسط قیمت هر تن کالای صادراتی کشور بوده است. این آمار به خوبی نشاندهنده ظرفیت بالای سودآوری و ایجاد ارزش افزوده است که در صورت تمرکز استراتژیک، میتواند اقتصاد صنایع دستی در ایران را متحول سازد. خوشبختانه، آمارهای اخیر حاکی از آن است که این بخش پتانسیل رشد بالایی دارد؛ بهطوری که در سهماهه اول سال ۱۴۰۳، صادرات صنایع دستی کشورمان نسبت به مدت مشابه سال قبل، رشد چشمگیر ۵۳ درصدی (از ۴۸.۶ میلیون دلار به ۷۴.۵ میلیون دلار) را تجربه کرده است.
تنوع صنایع دستی ایران؛ نقطه قوت در رقابت جهانی

کشورمان با در اختیار داشتن مجموعهای گسترده از هنرهای سنتی، از فرش دستباف تا ظروف میناکاری، محصولات قلمزنی و خاتمکاری، توانسته است مزیت رقابتی قوی برای خود در سطح بینالمللی ایجاد کند. این مزیت نهتنها به دلیل تنوع فراوان شاخهها، بلکه به خاطر اصالت طراحیهای سنتی، کیفیت بالا و استفاده از مواد طبیعی و بومی است. بهعنوان مثال، فرش دستباف ایرانی جایگاه ویژهای در جهان پیدا کرده و صادرات نقره و زیورآلات سنتی نیز در کنار صنایع چوبی مانند خاتم، معرق و منبت، از جمله پرطرفدارترین کالاهای صادراتی ایران بودهاند. این محصولات بومی میتوانند از خامفروشی مواد کشاورزی و طبیعی مانند پنبه، چرم، چوب و ابریشم جلوگیری کرده و با تبدیل این مواد به کالاهای با ارزش افزوده بالا، به تقویت بنیه اقتصاد ملی کمک کنند.
نقش صادرات صنایع دستی در ارزآوری و توسعه پایدار ایران
صادرات صنایع دستی ایران نهتنها به دلیل جذب ارز خارجی حائز اهمیت است، بلکه نقش مهمی در توسعه متوازن کشور ایفا میکند. از آنجایی که محل اصلی تولید بسیاری از صنایع دستی، مناطق روستایی و خانگی است، کمک به صادرات صنایع دستی در واقع به چرخش اقتصادی روستاها و جلوگیری از مهاجرت روستاییان به شهرها کمک شایانی میکند. تقویت مشاغل خانگی روستایی، بهویژه با توانمندسازی زنان، نهتنها بعد اقتصادی دارد، بلکه از منظر روانشناسی و جامعهشناسی، حس تعلق، مهم بودن و خلاقیت را در این افراد تقویت میکند. افزایش صادرات این محصولات در واقع یک راهبرد توسعهای است که به حفظ فرهنگ بومی و تقویت گردشگری فرهنگی نیز منجر میشود.
چالشهای اصلی صادرات صنایع دستی؛ از تحریمهای داخلی تا ضعف مدیریتی
بررسیهای انجام شده از فعالان این حوزه نشان میدهد که بزرگترین آسیبهای صادرات صنایع دستی ایران در چهار مضمون اصلی خلاصه میشوند که اولین و پرتکرارترین آنها، مشکلات ناشی از تحریمهای داخلی است؛ یعنی تصمیمات و مصوبات نامناسب دولت و مجلس، سوءمدیریتها و ضعف ساختاری نهادهای متولی. این تحریمهای داخلی، که برخی فعالان معتقدند “اولین تحریم را خود دولت برای ما گذاشته است”، بر بستری از قانونگذاریهای غلط یا خلأهای قانونی و ضعف مطالبهگری نهاد متولی ایجاد شدهاند.
چگونه قوانین داخلی مانند پیمان ارزی، سد راه صادرات صنایع دستی میشوند؟
یکی از قوانین پربحث و مشکلآفرین برای تولیدکنندگان و صادرکنندگان، قانون “پیمان ارزی” است که از سال ۱۳۹۸ صنایع دستی را نیز مشمول خود کرده و تولیدکنندگان را درگیر تعهد انتقال ارز حاصل از صادرات به کشور کرده است. در کنار این، محدودیتهای قانونی مربوط به خروج مصنوعات فلزات گرانبها نیز دردسرساز شده است. در صادرات نقره و زیورآلات نقره، قانون محدودیت وزنی ۱۵۰ گرم برای صادرات چمدانی اعمال کرده است. این در حالی است که نقرهسازان درخواست افزایش این محدودیت برای مصنوعات نقره را تا ۶ کیلوگرم و برای زیورآلات نقره تا ۳ کیلوگرم داشتهاند. همچنین، قوانین درونسازمانی مانند قوانین شرکتهای حملونقل خصوصی و پست نیز محدودیتهای وزنی ۳۰ کیلوگرمی برای ارسال کالا وضع کردهاند و ضمانت پست نیز سقف بسیار پایین ۳ میلیون تومانی دارد که برای کالاهای گرانبهای صنایع دستی بسیار ناچیز است. علاوه بر این، پست اغلب از پذیرش کالاهای شکستنی مانند قابهای شیشهای خودداری میکند که این موضوع ضربه بزرگی به تجارت آنلاین و فروش مجازی میزند.
کمبود مواد اولیه؛ چالشی بزرگ در مسیر تولید صنایع دستی
موضوع دیگری که در مضمون سوءمدیریت مطرح میشود، نحوه تأمین و توزیع مواد اولیه است، که تصور میشود با توجه به بومی بودن بسیاری از مواد، باید کار آسانی باشد. با این حال، برخی شاخههای صنایع دستی مانند مس، نقره و فولاد، به تولیدات کارخانههای مواد معدنی و فلزات نیاز دارند. از سال ۱۳۸۲ که فلزات وارد بورس شدند، عرضه محصولات کارخانهها نیز محدود به بورس شد. مشکل اینجاست که تولیدکنندگان خرد نمیتوانند حجمهای بسیار بالای (مثلاً ۸۰ هزار تنی) مورد نیاز بورس را خریداری کنند، در حالی که مصرف سالانه آنها ممکن است حداکثر ۵۰۰ کیلوگرم باشد. نتیجه این مدیریت ضعیف توزیع، این است که هنرمند مواد اولیه را با چندین واسطه و با هزینه بسیار بالاتر تهیه میکند، یا مجبور به استفاده از ضایعات کارخانهها میشود که این امر میتواند کیفیت کار نهایی را تحت تأثیر قرار دهد. راهکار این معضل، نظارت و تصمیمگیریهای توزیع کالا را به اتحادیهها سپردن یا ایجاد نمایندگیهای فروش کارخانهها در شهرهای تولیدکننده صنایع دستی مرتبط است.
لزوم ایجاد نهادی قدرتمند برای حمایت از هنرمندان صنایع دستی
در بحث ضعف ساختاری، نهاد اصلی متولی، یعنی وزارت میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی، اغلب با عنوان “حیاط خلوت دولتها” یاد میشود و توانایی مطالبهگری قوی را ندارد. برای حل آسیبهای مدیریتی و قانونی، وجود یک نهاد مطالبهگر قوی ضروری است. این نهاد باید با شناسایی مشکلات، با نهادهای مختلف مانند بانک مرکزی، پست، شرکتهای هوایی و بیمه رایزنی کند و حل مشکلات صادرکنندگان را در اولویت قرار دهد. همچنین، وزارتخانه میتواند سفارتخانههای ایران در کشورهای خارجی را ملزم به همکاری در فروش خارجی، کمک در انتقال پول و بازاریابی کند. متأسفانه، میز صادرات صنایع دستی که قرار بود تسهیلگر باشد، پس از انتقال به اصفهان نیز به دلیل تعدد هستههای کوچک مطالبهگر و رقابت میان آنها، ناکارآمد مانده و خروجی مؤثری نداشته است.
چالشهای جهانی صادرات صنایع دستی ایران در بازارهای بینالمللی
با وجود برجسته بودن مشکلات داخلی، نمیتوان از دردسرهای تحریمی در صادرات صنایع دستی چشمپوشی کرد. تحریمهای خارجی، چه فراگیر باشند و چه هوشمند، تأثیرات مستقیم و غیرمستقیم خود را بر این حوزه گذاشتهاند، هرچند که برخی فعالان معتقدند سوءمدیریت داخلی اصلیترین مشکل است. تحریمها بهطور مستقیم بر صادرات کالاهایی مانند فرش دستباف ایرانی تأثیر گذاشته و آن را در مقطعی نزدیک به صفر رساندهاند. راهکاری که برای فرش دستباف مطرح شده، تبدیل آن به یک برند جهانی و کالای سرمایهای است، مشابه برندهای لوکس جهانی.
تأثیر تحریمها بر روند صادرات صنایع دستی ایران
تحریمها اثرات غیرمستقیم متعددی دارند که در مضمون “نیمه خالی لیوان تحریم” جای میگیرند. این آثار شامل ایجاد خلل در واردات برخی مواد مصرفی مانند فولاد و فلزات، افزایش قیمت دلار و در نتیجه گرانی مواد اولیه وارداتی و حتی تولید داخل است. اما شاید پرتکرارترین کد در مصاحبهها، اثر تحریم بر جابهجایی پول باشد. این دغدغه بهویژه در میان تولیدکنندگانی که خود شخصاً اقدام به فروش خارجی میکنند، بیشتر مشاهده میشود. راهکارهایی مانند استفاده از خدمات شرکتهای صادراتی و بازرگانان، ایجاد زیرساختهای گردشگری مجازی، استفاده از شرکتهای ثالث مستقر در کشورهای دیگر و بهرهگیری از رمز ارزها، برای دور زدن این موانع پولی پیشنهاد شده است.
چرا صنایع دستی ایران سهم کمی از بازارهای مجازی جهانی دارد؟
فروش مجازی صنایع دستی که یکی از روشهای کلیدی برای دسترسی به بازارهای جهانی است، بهشدت تحت تأثیر تحریمها قرار گرفته است. بسیاری از وبسایتها و سرویسهای اینترنتی نسبت به نام ایران حساس هستند. سرویسهای مالی مانند پیپال (PayPal) در صورت مشاهده نام ایران در عنوان خرید یا واریز پول، حسابها را مسدود یا معلق میکنند. همچنین، پلتفرمهای فروش بینالمللی مانند آمازون (Amazon)، ایبی (eBay) و ایتسی (Etsy) که میتوانند بستری مناسب برای عرضه صنایع دستی ایرانی باشند، نام ایران را تحمل نمیکنند. این سایتها که اغلب امکانات لجستیکی و اعتباری بالایی دارند، برای کاربران ایرانی چالشبرانگیز هستند. برای غلبه بر این موانع، میتوان از آدرس و اطلاعات آشنایان خارج از کشور، یا سرویسهای واسط ایرانی برای تایید حساب کاربری استفاده کرد، هرچند که این کار نیازمند دقت بالا برای جلوگیری از مسدود شدن حساب است.
رابطه گردشگری و صادرات صنایع دستی؛ بازاری طبیعی برای هنر ایرانی

بین گردشگری و صادرات صنایع دستی ارتباط تنگاتنگی وجود دارد، تا حدی که برخی فعالان وجود یکی را بدون دیگری غیرممکن میدانند. در واقع، گردشگر سنتی به نوعی صادرکننده کالاهای صنایع دستی ماست که زحمت و هزینه حملونقل را خود بر عهده میگیرد. بهعنوان مثال، مشتریان صادرات نقره مشهد عمدتاً گردشگران مسلمانی بودند که برای زیارت میآمدند و زیورآلات نقره میبردند. اما همانطور که اشاره شد، قوانین داخلی (مانند محدودیت ۱۵۰ گرمی صادرات نقره چمدانی) سد بزرگی بر سر راه این روش آسان صادراتی ایجاد کردهاند. با این حال، دوران کرونا و رونق بازارهای جهانی نشان داد که حتی با بستهشدن بازارهای گردشگری سنتی، همچنان راههایی برای زندهنگهداشتن بازار صنایع دستی از طریق بازارهای مجازی و آنلاین وجود دارد.
نقش بازرگانی و تجارت در تقویت صادرات صنایع دستی ایران
یکی از حیاتیترین مضامینی که در آسیبشناسی صادرات صنایع دستی ایران مطرح میشود، فقدان بازرگانان متخصص و واسطههای آگاه است. مفاهیمی مانند بازاریابی، تبلیغات، استراتژی صادرات و ذائقه مخاطب، همگی اجزای پازل بزرگی به نام بازرگانی هستند. مشاهده میشود که بسیاری از تولیدکنندگان بهجای همکاری با صادرکنندگان متخصص، خود راساً اقدام به فروش خارجی میکنند و به دلیل ناآگاهی از تجارت بینالمللی و نداشتن ارتباطات لازم برای جابهجایی پول و محصول، با ضرر مواجه میشوند.
چرا تربیت بازرگانان متخصص در صادرات صنایع دستی حیاتی است؟
برای برداشتن قدمهای اصولی در راه صادرات صنایع دستی، باید بر آموزش افراد متخصص در صادرات تمرکز کرد. بازرگانان کسانی هستند که مسائل را کلی میبینند، بازار را تحلیل میکنند، محصول را انتخاب کرده، با تولیدکننده و خریدار مذاکره میکنند و تمام جوانب لجستیک، برندینگ و تشریفات صادرات را پوشش میدهند. تولیدکننده باید تولید کند و امر عرضه به بهترین شکل و سودآوری بر عهده بازرگانان باشد. متأسفانه، تعداد شرکتهای صادراتی فعال در این حوزه کم است و همان تعداد محدود نیز برای تولیدکنندگان شناختهشده نیستند و اعتماد لازم برای همکاری میان آنها شکل نگرفته است.
برندسازی و بستهبندی حرفهای؛ کلید موفقیت صادرات صنایع دستی
در بازارهای خارجی، محصولات باید برند باشند و در بستهبندیهای درخور عرضه شوند. مصرفکننده خارجی به بستهبندیهای کارخانهای و برندینگشده عادت دارد، اما تولیدکننده داخلی غالباً به دلیل سنتهای بازار و یا بالابودن هزینهها، از برندسازی و بستهبندی مناسب صرفنظر میکند. این غفلت موجب میشود که بازارهای جهانی به تدریج از محصولات باکیفیت ایرانی خالی شده و جای آن را محصولات مشابه و کپی شده از کشورهای رقیب مانند چین و هند بگیرند. چین با نیروی کار ارزان و تولید انبوه، حتی فرش دستباف ایرانی ساخت چین را با قیمت ارزانتر به بازارهای اروپایی و آمریکایی میفرستد. تنها راه کنار زدن چین، برندسازی اصولی، بازاریابی مناسب و آگاهسازی مصرفکننده نسبت به تفاوت کیفیت میان کالای اصل ایرانی و تقلبی چینی است.
شناخت بازار هدف جهانی؛ رمز موفقیت در صادرات صنایع دستی
شناخت بازار هدف و ذائقه خریدار، نکتهای کلیدی برای هر صادرات موفقی است. در حال حاضر، کشورهایی مانند عراق، چین، قطر، آلمان و امارات متحده عربی، جزو بازارهای هدف اصلی ایران بر اساس آمار رسمی هستند. با این حال، برخی منابع غیررسمی معتقدند که بهترین بازار برای صنایع دستی ایران، آمریکاست که به دلیل تحریمها، محصولات بهصورت غیرمستقیم به آنجا ارسال میشوند. علاوه بر شناسایی بازارهای سنتی و پرتقاضا، توجه به تغییر ذائقه مخاطب از سنتی به مدرن نیز اهمیت دارد. مخاطب نسل جدید بهدنبال سادگی و زندگی مینیمال است و طراحیهای قدیمی را نمیپسندد. همچنین، باید تصویر ذهنی خریدار نسبت به کالای ایرانی و نام ایران، که تحت تأثیر پدیده “ایرانهراسی” ممکن است منفی باشد، از طریق بازاریابی مؤثر و معرفی هویت و ارزش کار هنری (نه صرفاً بهعنوان کالای مصرفی) تصحیح شود.
تلفیق سنت و مدرنیته؛ راه بقای هنر ایرانی در بازار جهانی
صنایع دستی، هنر-صنعتی است که از سنت برآمده و در شیوه ساخت و تعاملات انسانی (مانند سیستم استاد-شاگردی) ریشه دارد. این ریشههای سنتی قوی، هم میتواند نقطه قوت باشد و هم نقطه ضعف. در کشمکش دوگانه سنتی و مدرن، تولیدکنندگان و هنرمندان باید بتوانند طرحهایی را خلق کنند که ریشه تاریخی و فرهنگی خود را حفظ کند، اما در عین حال برای مخاطب مدرن قابل ارتباط باشد.
چطور نوسازی طرحها میتواند نسل جدید مشتریان را جذب کند؟
شخصیت هنرمند سنتی که خود محصور در چارچوبهای سنتی است و دانش خود را بهروز نکرده، اغلب محصولی سنتی خلق میکند که طراحی آن شاید ۴۰ سال است که تغییری نکرده و صرفاً تکرار الگوهای پیشین است. این طرحها کهنه شدهاند، نه سنتی و نتیجه آن شکست در بازارهای جهانی است. دنیای صنایع دستی جهان به سمت کاربردی شدن (Utility) رفته است. محصولاتی که صرفاً تزیینی هستند، بازار محدود و خاصی دارند. لازم است طرحهای سنتی قدیمی نو شوند. بهعنوان مثال، همانطور که در بازارهای جهانی تقاضا به سمت سادگی و تمهای سادهتر در ساختمانسازی و دیزاین رفته است، فرش ایرانی نیز باید به سمت تمهای سادهتر برود. استفاده از علوم و تکنولوژی جدید برای بهروزرسانی طرحها و روشهای کار، یک ضرورت است.
تغییر نگرش هنرمندان برای حضور قدرتمند در بازار جهانی
فراگیری زبان انگلیسی، بهروز بودن دانش در ساخت و تولید و شکستن سدهای ذهنی برای ورود به بازار خارجی، از جمله مواردی است که باید در شخصیت هنرمند ایجاد شود. ساختارهای سنتی استاد-شاگردی، اگرچه خاطرهانگیز و جذاب هستند، اما نباید مانع از ورود نسل جدید هنرمندان به بخش تولید شوند. هنرمندان باید آگاه باشند که تولید غیر انبوه و دستیشان قیمت تمامشده بالاتری دارد و اگر محصول از طبقه لوازم مصرفی و کاربردی به طبقه لوازم تجملی وارد شود، مزیت رقابتی خود را از دست میدهد و خریداران کمتری به سراغ آن خواهند آمد. بنابراین، آموزش و تسهیل ورود نسل جدید هنرمندان به بخش تولید، به همراه بهروزرسانی طرحها و کاربردی کردن کالاها، از راهکارهای اساسی در این بخش است.
راهکارهای اجرایی برای رشد صادرات صنایع دستی
صادرات صنایع دستی در شرایط فعلی نیازمند یک رویکرد چندوجهی است که شامل اصلاحات قانونی، تقویت بازرگانی و تحول در تولید میشود. این راهکارها باید با هدف رفع تحریمهای داخلی و غلبه بر مشکلات ناشی از تحریمهای خارجی تدوین شوند.
حمایت دولتی و اصلاح قوانین برای رشد صادرات صنایع دستی
اولین قدم، حل تعارض قوانین موجود و حذف قوانین مشکلزا مانند حذف کامل صنایع دستی از قانون پیمان ارزی است. همچنین، باید قوانین مربوط به صادرات فلزات گرانبها اصلاح شده و محدودیت وزنی صادرات نقره افزایش یابد. نهاد متولی (وزارت میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی) باید تقویت شده و وظایف ارگانها در قبال اقتصاد صنایع دستی در ایران بهطور دقیق تعریف شود. تقویت این نهاد باید شامل همافزایی بین هستههای متعدد مطالبهگر و بهبود کارایی میز صادرات صنایع دستی باشد. حمایتهای دولتی نیز باید واقعی و غیرشعاری شده و شامل اعطای جوایز صادراتی، تأمین سرمایه اولیه با کمک بخش خصوصی و تسهیل خروج کالای صنایع دستی از کشور باشد.
بازاریابی مدرن و حملونقل بینالمللی در صادرات صنایع دستی
کلید موفقیت در صادرات صنایع دستی ایران، جدایی امر تولید و صادرات و آموزش و تربیت بازرگانان شجاع و فعال است که بتوانند امر برندسازی و بازاریابی را به درستی انجام دهند. این بازرگانان باید توانایی شناخت و انتخاب صحیح بازار هدف و همچنین رصد ذائقه مخاطب و تطبیق محصول با آن را داشته باشند. در حوزه حملونقل، با توجه به خروج شرکتهای پستی بزرگ بینالمللی مانند DHL و FedEx از ایران به دلیل تحریم، استفاده از شرکتهای واسط یا شرکتهای پست خصوصی داخلی برای ارسال کالا به یک کشور ثالث (مانند ترکیه یا امارات) که از آنجا وارد سیستم پستی بینالمللی شوند، ضروری است. همچنین، در حوزه فروش آنلاین، میتوان از فرصتهایی مانند استفاده از شرکتها یا اشخاص ثالث مستقر در خارج برای فروش در پلتفرمهایی مانند ایتسی و آمازون و بهرهگیری از رمز ارزها برای جابهجایی پول استفاده کرد. برندسازی و توجه به کیفیت بستهبندی زیبا و امن در این مسیر، عاملی حیاتی برای جلب رضایت مشتری خارجی است.
درنهایت آیا آینده صادرات صنایع دستی ایران امیدوارکننده است؟
آینده صادرات صنایع دستی ایران روشن و امیدوارکننده است، بهشرط آنکه چالشهای داخلی برطرف شوند. اگرچه تحریمها و محدودیتهای خارجی اثرگذارند، اما ریشه اصلی مشکلات در سوءمدیریت، قوانین ناکارآمد و ضعف نهادهای متولی نهفته است. برای رشد واقعی صادرات صنایع دستی باید قوانین اصلاح، نهادهای حمایتی تقویت و مشوقهای صادراتی مؤثر ایجاد شوند. در کنار آن، هنرمندان با نوسازی طرحها و همکاری با بازرگانان متخصص میتوانند مسیر برندسازی و حضور جهانی صنایع دستی ایران را هموار کنند.